نقد و بررسی فیلم “عصبانی نیستم”

Asabani-NistamCopy4

نقد و بررسی فیلم “عصبانی نیستم”

کارگردان System.Windows.Forms.TextBox, Text: : رضا درمیشیان

نویسنده : رضا درمیشیان

بازیگران : باران کوثری, نوید محمدزاده

خلاصه داستان : نوید جوان شهرستانی ساکن تهران تمام سعی و تلاش خود را به کار می‌گیرد تا شرایط مساعدی را برای ازدواج با ستاره پیدا کند.

نقد فیلم عصبانی نیستم

نقد فیلم عصبانی نیستم

منتقد: امیرحسین اسلامی نژاد

قطار سینمای فیلمساز دهه شصتی (که شعار اولین فیلمش نیز فیلم دهه شصتی ها بود) به دومین ایستگاه خود رسیده است. ایستگاهی که توقف در آن چندان هم بی سر و صدا نبوده است. سر وصداهایی که غالبا به فرامتن ،و نه متن، اثر مربوط میشده است. با این حال هم اکنون ،و آنطور که به نظر می آید چند صباحی مانده به اکران فیلم، می توان کمی درباره خود اثر نیز سخن گفت.

نقد فیلم عصبانی نیستم

نقد فیلم عصبانی نیستم

تنها نکته اشتراک فیلم عصبانی نیستم با بغض حضور باران کوثری در هر دو اثر نیست. داستان کلی فیلم باز هم روایت دو جوان است و مشکلاتی که گرفتارش می آیند. حتی شخصیت هایی که شخصیت پسر جوان هر دو فیلم با آنها روبرو می شود نیز دارای شباهتی هستند. مثلا شخصیت عمو در بغض ما به ازایی مانند صاحبکار در عصبانی نیستم پیدا می کند که در هر دو فیلم هم درگیری شخصیت اصلی را با این دو شخصیت میبینیم. از سویی دغدغه مالی برای دو جوانی که به هم نرسیده اند نیز مطرح است. شباهت های به اینجا محدود نمی شود. مطلبی در هر دو فیلم هست که نظر نگارنده مستقیما از دل مرثیه ای بر یک رویای آرنفسکی آمده است و آن رنگی بودن فلش بک ها در هر دو فیلم هست که گونه ای شادی و خوشی را تداعی می کند. گویی لحظات خوشی به یک سری لحظات دست نیافتنی رنگی تبدیل شده اند و دیگر تجربه شان محال است. همانطور که برای شخصیت جرد لتو در مرثیه ای بر یک رویا دست یافتن به جنیفر کانلی سراسر پوشیده در لباسی قرمز بر لب یک اسکله محال است. نکته قابل ذکر دیگر این است که آن صحنه به یاد ماندنی مرثیه ای بر یک رویا عینا در عصبانی نیستم بازسازی شده است. میبینیم که در ذهن نوید باران کوثری در لباسی قرمز رنگ در فاصله ای دور از نوید ایستاده است و پیوسته از او دور می شود.

دوربین همچون فیلم پیشین کارگردان یک لحظه سر فرار گرفتن ندارد. به دور شخصیت ۱۸۰ درجه می چرخد و از روی دیوارهایی که آگهی های مربوط به فروش اعضای بدن را زده اند با سرعت فراوان عبور میکند؛ اما همین دوربین در صحنه هایی مانند سینما آرام می گیرد و از این نظر فیلمبرداری فیلم نسبت به بغض پیشرفت دارد به این جهت که تمامی زوایایی که در بغض عجیب و غریب میدانستیم و ناسازگار با صحنه ها اینجا اصلاح شده اند.

نقد فیلم عصبانی نیستم

نقد فیلم عصبانی نیستم

اگر بخواهیم در باب تاثیر گذاری فیلم وارد شویم یقینا باید به تاثیر پذیری درمیشیان از کاروای (فیلمساز برجسته هنگ کنگی صاحب آثاری همچون ۲۰۴۶، در حال وهوای عشق و چانگ کینگ اکسپرس) هم اشاره کنیم. فیلم چه در کارگردانی چه در داستان بی شباهت به آثار این کارگردان نیست. برتری تعداد نماهای کلوز آپ و مدیوم به لانگ شات یکی از دلایل صحت این ادعاست. محیط های بسته ای که مانند پاساژ و خانه مجردی که محل رفت و آمد شخصیت هاست نیز شباهت دیگری به بسیاری از آثار کاروای علی الخصوص چانگ کینگ اکسپرس و بازارچه و خانه سرگرد آن فیلم است. دوربین نیز که بیش از هر چیز حداقل برای نگارنده یادآور دوربین کریستوفر دویل در چانگ کینگ اکسپرس است.

عشق شور انگیز دو شخصیت اصلی نیز بی شباهت به عشق های فیلم های کاروای نیست. عشق هایی پر از شور و هیجان که در دیالوگ ها و میزانسن ها به رخمان کشیده می شود. عشق هایی که غالبا نیز سرانجامشان به هم نرسیدن است. به قدری عشق دو شخصیت اصلی در عصبانی نیستم باور پذیر است که ناخودآگاه آن رابطه فرازمینی زن و مرد در حال و هوای عشق و آن عشقبازی شورانگیز پسر ژاپنی و اندروید را در ۲۰۴۶ به یاد می آورد. دو جوان را داریم که چند سال است به پای هم ایستاه اند، به خاطر هم منتظر مانده اند، به هم ابراز محبت می کنند و وقتی یکیشان داد می زند دیگری رویش را بر می گرداند و بی صدا گریه می کند. شور انگیزی این عشق نه تنها به فیلم بلکه به مخاطب و جامعه ما نیز می تواند زندگی ببخشد.

نقد فیلم عصبانی نیستم

نقد فیلم عصبانی نیستم

شورانگیزی این عشق عنصری است که حضور مواردی کلیشه ای در فیلم از قبیل پدر زن پولداری که مانع ازدواج است را نیز تحت شعاع قرار بدهد و بدین سان با تماشای فیلم ما خود را با فیلم کلیشه ای مواجه نمی بینیم. البته شخصیت پردازی خاص پسر نیز مانعی دیگری بر سر این راه است. پسری که با آرمان ها و ایده آلهایش زندگی می کند. آرمانها و ایده آلهایی که باعث اخراج او از دانشگاه شده اند و همین آرمان ها به او اجازه نمی دهند دزدی کند یا اینکه معشوقش را رها کند. او یک جوان تیپیک فیلمهای این سالهای سینمای که در مواجهه با مشکلاتی همچون بیکاری و غیره دست به دزدی یا خرده دزدی بزند نیست. او فردی دارای تفکر است که برایش هدف وسیله را توجیه نمی کند. جنس متفاوت شخصیت نوید است که واجد دید جید کارگردان به مسائل مطرح شه در فیلم است و آن را از افتان به ورطه کلیشه ای شدن دور نگه می دارد. البته درباره فیلمنامه شاید بتوان این خرده را به درمیشیان گرفت که حضور شخصیت های همخانه نوید به غیر از بیان دغدغه کارگردان (که به خوبی نیز از پس انجام آنها بر می آید) چه ضرورت روایی دارد؟

فیلم برای به تصویر کشیدن ریتم سریع زندگی نویداز تدوین تند و متقاطع هایده صفی یاری بهره جسته است. تدوینی که علاوه بر نقش اصلی اش یعنی حفظ ریتم سریع فیلم تا انتها که به نوعی ریتم زندگی نوید است که هر لحظه دارد فرصت هایش را برای رسیدن به ستاره از دست می دهد در رساندن احوال و دورنیات شخصیت نوید هم موثر است. خشونتی که در وجود اوست و سعی در سرکوبش دارد با کات های متعددی که همراه با تکرار کلمه عصبانی نیستم است به تصویر کشیده شده است. یک نمونه دیگر از زیبایی های کار صفی یاری در همان بازسازی صحنه معروف مرثیه ای بر یک رویا است.

نقد فیلم عصبانی نیستم

نقد فیلم عصبانی نیستم

بازی نوید محمد زاده به راستی تحسین برانگیز است. او این شخصیت را که سنخیت هایی با خودش (از جمله کرد نژاد بودن) را دارد به خوبی درک کرده است و به خوبی هر چه تمام اجرا کرده است. دو شاخصه اصلی بازی او هم یکی میمیک است که به خوبی با حرکات چشم موفق به رساندن احساسش علی الخصوص خشونتش می شود. نحوه صحبت کردن او نیز که در حین صحبت با ستاره آرام است، در هنگام عصبانیت و یا ناتوانی از ادای حرفهایش حالتی بریده بریده به خود می گیرد که این خودش حاکی از تسلط او بر شخصیت است. انتخاب او نیز برای این نقش یک تصمیم درست از سوی درمیشیان بوده است زیرا که چهره اش ظرفیت لازم برای ایفای نقشی که با این حجم از تنش را دارد.

در کلیت عصبانی نیستم به عنوان دومین تجربه فیلمسازی درمیشیان یک فیلم بسیار خوب به کارنامه او می افزاید. فیلمی که آینه ای تمام قد از وضعیت بخشی از قشر جوان سرزمین ما است که در میان انبوهی از مشکلات هنوز معتقد هستند که «زندگی باید کرد» و بر سر این اعتقاد خودشان ایستاده اند. آدمهایی ۲۰ ساله ای که از ۶ سال دیگرشان یعنی وقتی هم سن نوید هستند خبر ندارند و نویدهای ۲۶ ساله ای که خیلی فرصت هایشان را از دست داده اند اما هیچکدامشان نمی خواهند رسم خوب زیستن را از یاد ببرند؛ حتی اگر جامعه نسبت به گذشته بی اعتنا، نسبت به حال بی مسئولیت و نسبت به آینده ناامید مسیر متفاوتی را برود.

منتقد: آلیسا سیمونس (ورایتی)

یک درام اجتماعی قوی و عصبی کننده که ناامیدی و ناکامی نسل جوانتر ایران را به نمایش می گذارد

عصبانی نیستم” فیلمی از رضا درمیشیان (سرپرست نویسندگان ) ، در روایتش مانند سبکش به ناامیدی و ناکامی نسل جوانتر ساکن تهران می پردازد که دورنمای زندگی اش را ناتوان و غارت شده می بیند . این درام اجتماعی قوی و عصبی کننده ، از منظر یک کرد ۲۶ ساله ظهور می کند که به دلیل فعالیت های سیاسی اپوزیسیونی (معارضش ) از دانشگاه اخراج شده و عصبانیت او بی درنگ به پرخاشگری و تعارض تبدیل می شود.

نقد فیلم عصبانی نیستم

نقد فیلم عصبانی نیستم

قبل نمایش اولیه ی بین المللی در بخش پانورامای برلیناله ، “عصبانی نیستم” با پانویس ” یک برداشت آزاد از ایران ” عنصری حاشیه دار در جشنواره فیلم فجر تهران بود . اما به تاسی از انتقادات تندروها ، فیلم ، در آخرین دقایق از بخش رقابتی بیرون کشیده شد . مطابق با گزارش های خبری آنلاین ، این بدگویان احساس می کردند که درمیشیان ، قصد توجیه و هنجاری کردن جنبش سال ۲۰۰۹ را داشته که در پی انتخاب شدیدا مشاجره برانگیز رئیس جمهور احمدی نژاد برای بار دوم به وجود آمد.

با این وجود، برای خارجی ها ، یکی از جنبه های آشفته کننده ی فیلم ، نمایش آن از جامعه ای بود که در حال کشمکش با تایید رسمی انتخابات و تورم است ، جایی که کارگران جوان شانسی برای فائق آمدن بر معیشت ، بدون مراجعه به ارتباطات (غیر قانونی ) و ارتکاب جرم ، ندارند. بازیگر نقش اول ، نوید ، (نوید محمدزاده) ، به سختی می تواند دوره ی چهار ساله (کارشناسی ) را تمام کند زیرا از تحصیل اخراج شده . او با یک همکلاسی سابق خود با نام ستاره (باران کوثری ) نامزد کرده اما نمی تواند مکانی برای تشکیل زندگی فراهم کند ، کمتر از خانه یا ماشینی که پدر دختر (رضا بهبودی)برای خوشبختی آینده ی دخترش ضروری می پندارد

نوید استودویی بخت برگشته تاسیس می کند با شراکت یک موزیسین عاشق و دیوانه ی موسیقی به نام وحید (وحید قاضی زاهدی) ، که برای گرفتن مجوز یک کنسرت عمومی ، دچار عقده شده . زمانی که وحید آرام است ، نوید را تشویق می کند تا راهی برای اضطراب و افسردگی اش بیابد . دکتری ناشناس( بی نام ) که نوید در نزد او اقرار به ضعف خود در کنترل عصبانیتش می کند برای او نسخه ی پزشکی تجویز می کند و می گوید که جمله ی “عصبانی نیستم ” را دائما با خود تکرار کند . اما همین که نوید می خواهد هر بار احساس عصبانیت کرد ، مصرف دارو را شروع کند ، زندگی او بیش از پیش از کنترلش خارج می شود و رابطه اش با ستاره به فنا می رود.

نقد فیلم عصبانی نیستم

نقد فیلم عصبانی نیستم

درمیشیان از دوربین متحرک روی دست ( که توسط علی ازهری (مدیر فیلمبرداری) گردانده می شود) و سبک تدوین پله ای (ناهموار؟ ) استفاده می کند که با رفتارها و جو کابوس مانند و ترسناک متناسب است . فیلم ،در زمان به جلو و عقب می رود، نشان دادن نوید در روزهای شادتر در مدرسه ، و سپس بازگشت به حال . این حرکت سریع برای این استفاده می شود که تاثیر خوددرمانی نوید را نشان دهد که اینکه احساس می کند مانند موشی روی چرخ است ، هیچ پیشرفت و بهبودی نداشته . گاهش نامشخص است که نوید صرفا گرفتار اوهام تمایلات خود برای کتک زدن مردمی است که او را ناامید و خنثی کردند یا اینکه واقعا آنها را در حد ریختن خون می زند

علاوه بر تصویر برداری تنش آمیز و تدوین و کات های هیجانی کننده ، طراحی صدای محمدرضا دلپاک که مخرب اعصاب است ، احساس ما را نسبت به از خودبیگانگی نوید عمق می بخشد . همچنین بازیگر نقش اول زن ، باران کوثری (دختر کارگردان ممتاز ایرانی ، رخشان بنی اعتماد) در تولید فیلم و طراحی لباس نیز مشارکت داشته.

http://www.ARTCollege.ir

منبع : نقد فارسی

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “نقد و بررسی فیلم “عصبانی نیستم””

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت توسط کانون تبلیغاتی نقطه هنر