شهاب میرزاییان ـ کاموخانه؛ خانه ای که بود

4754635627435354682719201555234683

شهاب میرزاییان ـ کاموخانه؛ خانه ای که بود

کاموخانه. کامو روستایی بود در ۶۰ کیلومتری کاشان و در دامنه کوه کرکس که امروز به شهر جوشقان کامو شناخته می شود. خانه خانوادگی قدیمی روستایی که از پدربزرگ به ارث مانده بود ؛ در تابستان ، اولین و آخرین محل تفریح کودکی من بود . صدای نسیم میان درختان بلند و صدای رود در روز و آواز گرگ ها در شب ، هنوز در ذهن من مانده است و خانه ای که مهمان همه اینها بود .

شهاب میرزاییان ـ کاموخانه؛ خانه ای که بود

شهاب میرزاییان ـ کاموخانه؛ خانه ای که بود

خانه عجیبی بود ،

پشت برج قجری ، در پیچاپیچ بن بست کوچه ای تنگ ،

سقفش ، دشت بود ،

کفش ، بلندای تپه ای ایستاده بر لب رود ،

حیاط در میان ، اتاق ها به دورش ردیف ،

فاصله حیاط با کوچه ، دیواری بود کاهگلی ،

به بلندای یک مرد تمام ،

میان اتاق ها و حیاط سنگفرشی بود ناتمام ،

در میان حیاط باغچه ای بود عمیق ،

با درختانی خشکیده از سرما ،

که گهگاهی سیب می داد برای کلاغ ها ،

اتاق اولی بزرگ بود رو به حیاط ،

هم مهمانخانه بود و هم نهانخانه ،

اتاق دوم در کنج حیاط شبیه مطبخ بود ،کوچک و نمور ،

اتاق سوم و چهارم تو در تو بود با دری در میان

اتاق چهارم همیشه پر بود از بوی کشمش ،

گوشه ای بود و چسبیده به همسایه ،

دیوار همسایه از آنجا شروع می شد ،

تا جلوتر که حمامی بود نیم حمام ،

و دوباره کوچه و برج قجری ،

بام خانه میزبان شبانه ارکستر گرگ ها بود ،

و من در هیاهوی بچگی ،گرگ ها را دوست داشتم ،

شبها نهانی به پشت در اتاق اولی میرفتم ،

تردید برای بازکردن در ، برای رفاقت با گرگ ها ،

یا ماندن در بستر و شنیدن ارکستر شبانه ،

روزها ترس از تاریکی اتاق چهارم ،

و یا تردید برای شنیدن بوی کشمش ،

ترس از گم شدن میان باغچه عمیق ،

و یا تردید برای بازی میان درختان،

امروز سقف اتاق اول ریخته است ،

امروز اتاق سوم دیواری ندارد ،

امروز دیگر بوی کشمش به مشام نمی رسد ،

امروز رود خشکیده است ،

امشب گرگ ها به دور دست گریخته اند ،

امشب گرگ ها دیگر در بام خانه ای نمی خوانند ،

امشب دیگر کودکی گرگ ها را دوست ندارد ،

کاموخانه امروز فقط تصویری است در ذهن من از نهانخانه تابستانی کودکی ام . . .

http://www.ARTCollege.ir

منبع: اتوود

 

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “شهاب میرزاییان ـ کاموخانه؛ خانه ای که بود”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت توسط کانون تبلیغاتی نقطه هنر